خاطرات مدرسه ی ما
(-)

سلام،میدونی رفیق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانایی هم معنی نداشت. اگه زشتی نبود زیبایی هم بی معنی بود. میبینی؟ دنیا به تو هم نیاز داره

آری آری زندگی زیباست!

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست

گر بیافروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست

ور نه خاموش است

و خاموشی گناه ماست . . .

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۳ امرداد ،۱۳۸٦ - ***باران و تینا و مرضیه***

دل گرفته نامه

دلم گرفته

از زمین و زمانو مخلوقو خالقو از هر چی که بگید گله دارم

مهم ترینشون اینه

میدونی توی دونیای امروزی آدما دیگرانو فقطو فقط برای منافع خودشون میخوان

یعنی اینو خودم از زبونشون شنیدم که یکی میگفت :ایراد نداره بزار بیاد تو جمعمونو باهاش رفیق شیم ، خدارو چه دیدی شاید یه روزی به درد خورد

همون موقه میخواستم بزنم فک مکشو بیارم پایین

آخه میدونید چیه ؟ من یه مشکلیه اساسی ای که با خودم دارم اینه که نمیتونم به کسی نه بگم

یعنی بارهاو بارها با خودم تمرین کردم که الان فلانی میادو ازت یه کمک میخواد و تو مصمم میگی نه ، باشه باران باشه ؟ یه نه ساده میگیو خلاص

همیشه از این میرنجیدم که چرا من باید برای کمکی که دیگران ازم خواستن هر چند هم که محال باشه باید خودمو بکشم ولی وقتی من از اونا یه خواهش ساده مثله آوردن یه لیوان آب دارم ، باید با عدم انجام اون از طرف به ظاهر دوست مواجه بشم

دومیشم اینه

نمیخوام ادعای با فرهنگی بکنما ولی آدمای با فرهنگ خیلی زود دیوونه میشن چون طاقت دیدن بی فرهنگی و عدم انطباق مردم با مسائل اجتماعی روزو ندارن

منم الان در مرز جنون قرار دارم

فردا هم دارم میرم مسافرت دعا کنیدکه دیگه بر نگردم

دیدار به قیامت دوستان

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٦ - ***باران و تینا و مرضیه***