خاطرات مدرسه ی ما
 

سلللللللللللللللللللللللللللااااااااااااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممممممممم به برو بچ گل خودمون من تینا ام .نمیدونین دلم چقدر براتون تنگ شده بود.بعد از یک هفته اولین باریه که اومدم اینترنت تا چشم بعضی ها از جمله خانم سانتیاگو در بیاد کامپیوتر من خرابه مال پسر عموم که سالمه.در ضمن خطاب به سانتیاگو جون براچی انقدر غیبت منو میکنی راستی منم شلمچه نمیرم تا باهم باشیم خیال کردی فکر کردی تنهات میذارم.

راستی دلیل مدرسه نرفتن امروزمم این بود که خانوادگی رفته بودیم خرید عععععععععیییییییدددددد.

حالا امروز که خبر ندارم تو مدرسه چه خبر شده ولی اینو بدونین من به هر حال تو اینترنت میام.

حالا دیگه باید برم.به بارانم زنگ میزنم و یه حال حسابی ازش میگیرم.

به همتون سلام میرسونم .تا دو هفته دیگه بببببببببببببببببببببباااااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییی

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٥ - ***باران و تینا و مرضیه***