خاطرات مدرسه ی ما
اهميت دانش

learning is the only wealth tyrants can not despoil . only death can dim the lamp of know is ledge that within you true wealth of nation lives not in its gold or silver ; but in its learning wisdom and in the uprightness of its sons.

یادگیری تنها ثروتی است که چپاولگران نمیتوانند غارتش کنند . تنها مرگ که می تواند نور چراغ دانش تو را کم سو کند . ثروت حقیقی یک ملت ، در ذخیره طلا و نقره ی او نیست بلکه در توان یادگیری او ، در بصیرت او و در درستکاری فرزندان اوست .

جبران خلیل

میدونید که بارنم .

امروز تو مدرسه خیلی خوش گذشت . گفته بودم که زنگای اجتماعی با زنگ تفریح هیچ فرقی نداره ، امروزم این طوری شد . معلم همینطوری برای خودش حرف میزد ، منو نگینم شیطنت میکردیم . روی این کاغذای چسبون مینوشتیم که مثلا من خر هستم یا این خر به فروش میرسد بعد میچسبوندیم پشت یکی از بچه ها بعد بهش میگفتیم برو این آشغالیو بنداز تو سطل ، اونم پا میشدو همه بچه ها اون کاغذو میخوندن و حسابی میخندیدن . آقا پشت یکی چسبوندیم که ؛من خر هستم با من کاری داشتید ؛ اونم رفت تو اتاقه ناظم . یعنی ما تو کلاس فقط خدا خدا میکردیم که ناظممون اون کاغذو نبینه وگرنه پدر هممونو در می آورد ، که البته  به خیر گذشت وخدا رو شکر  ندید .

بهتونم گفته بودم که یه مشکلی پیش اومده شاید دیگه ننویسیم !! مسئله تقریبا حل شده ولی تموم نشده ، البته فعلا میتونیم بنویسیم ، حالا تا کی خدا عالمه !

 به قول دبیر شیمیمون شما رو به خدای خودتون ، مگه یه ادم تا چه حد میتونه هتل و بی خیال باشه که مدرسه نیاد و با پدرومادرش اونم ساعت هشت صبح بره خرید عید (تینا رو میگم ) اون وقت به من میگه پشت سره من حرف نزن . آخه مگه میشه !!!؟؟؟ پسر عموی محترم خواهشا شما هم اینترنتو دور از دسترس اطفال نگه دارید .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٥ - ***باران و تینا و مرضیه***