خاطرات مدرسه ی ما
کمی درباره ما

سلام دوستان.من تویتی یا چرا دروغ تینا هستم.خیلی یا تو نظراتون سوالاتی پرسیده بودید که می خواستم به اونا جواب بدم و کمی درباره خودمون و مدرسمون تعریف کنم.

دوستان خوبم ما در این وبلاگ از خاطرات دوران خیلی شیرین دبیرستان می نویسیم.در ضمن ما خودمون در پایه ی اول مشغول به تحصیل هستیم ولی خیلی زود به این فکر افتادیم که چرا بگزاریم خاطرات به این قشنگی به دست زمان از یادمون بره برای همین دو نفر از بچه های کلاسمون که من و باران(اردتمندان شما)هستیم این خاطرات و در دفترچه ای که هرگز نابود نشود بنویسیم.

مدرسه ما یکی از ۱۰۰۰ مدرسه خیلی خیلی باحال این شهر شلوغ است.با دبیران و خدمه و دانش آموزان خیلی عالیش که همه در جای خودشون خیلی زحمت میکشن.

خوب حالا بریم سر کلاسمون که اینو واقعآ عرض می کنم شلوغترین و بی نظم ترین کلاس مدرسه است.و همه ی معلم ها از دست این کلاس آسی هستند ولی خدا وکیلی از همه ی کلاس ها باحال تره.تو این کلاس همه ی با هم صمیمی هستیم چه بچه خرخون کلاس و چه بچه تنبل اون.خلاصه این کلاس با اینکه دانش آموزانی داره که باعث بد دررفتن اسم کلاسمون شدن ولی برای همه بهترین کلاسه.

ما تو این کلاس ۳۳نفر هستیم که در تمام مدرسه که سهل کل اون ناحیه از تهران معروفه دلیلش رو هم براتون گفتم.

خلاصه این توضیح خیلی خیلی کوتاهی از وضعیت مدرسه ما بود.تااینجا رو داشته باشین بقیه اونم خودتون به مرور زمان می فهمین.به قول باران چه زود نیومده رفتیم

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥ - ***باران و تینا و مرضیه***