خاطرات مدرسه ی ما
بچه های باحال کلاسمون

سلام به دوستای گلم.من تینا هستم و این بار می خوام از چند تا از بچه های باحال کلاسمون که خیلی پایه اند براتون بگم:

اولین و باحالترینشون آیدا خانومه که آخر متلکه برای هر حرف دبیرامون یه تیکه ای داره مثلآ:

شنبه زنگ اول دینی:دبیر در حال صحبت درباره لقمان یکی از یارای حضرت محمد بود و همه که نه ولی تقریبآ نیمی ازکلاس خواب بودن که ییهو(به قول بردبار خان باغ مظفر)پرید وسط حرف دبیر که داشت میگفت لقمان به پسرش چیمیگه که آیدا گفت :ادب از که آموختی از بی ادبان.با گفته ی آیدا بروبچ از خواب ناز پا میشن و طبق معمول با صدای قهقه ی بچه ها ناظم پایه میاد بالا.

شنبه زنگ وسط زبان انگلیسی:دبیر درحال صحبت درباره نمرات بچه ها بود و بچه ها در حال غرغر کردن و وقتی معللم گفت من با فداکاری به شما این نمره ها رو دادم آیدا گفت این کار شما ما رو به یاد ریز علی خواجوی میندازه و همینطور که گفتم قهقه ی بروبچ و باز هم چهره ی نازنین سر کا خانم ناضم پایه.

نفر دوم هانیه هد البته هد لقبشه چون ما تو کلاسمون دو تا هانیه داریم که اسم یکی با ه دوچشمه و اون یکی با ح جیمی که معنیشم کنیز حضرت علی .

هانیه به خاطر خنده هاش یا به قول معروف اربده هاش تو مد رسه معروفه حالا عکسشو میزارم ببینید که چطوری نیشش تا بنا گوشش بازه (همیشه همینطوره)

نفر سوم المیرا کینگ کنگ هست و به خاطر هیکل کینگ کنگیش معروفه و هر دفعه که مییاد از بین ردیفا رد بشه همه رو مثل آسفالت صافکن له میکنه.

نفر بعدی زیاد جالب نیست اسمش مریمه و آخر عقدست حالا نمی خوام حرفش باشه که آبروش بره ولی خیلی اسکله

حالا دیگه باید برم بقیه رو باران بهتون میگه.

بازم نیومده رفتیم.(هق چندش)

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٥ - ***باران و تینا و مرضیه***