زندگی اجبار است.

مرگ انتظار است.

عشق یک بار است .

اما نفس کشیدن بی تو محال است.

اینم فارسی خوب شد.

هر چه می خواهد دل تنگت بگو:

دوستان عزیز از شما خواهشمندم در نظرات این قسمت هرچی دلتون می خواد بگین.

تا آپ بعدی ببببببببببببببببااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییی

/ 24 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

مادر مادر جان تو گوئی با تمام وجودت باور داشتی که شغل مادری همان شغل انبیاء است تو همان موجود نیکو خصال و آن فرشته نیک کرداری که جهانی را در قبال یک لبخند شیرین فرزندت به رایگان می بخشی آری تو دارای محبت بی آلایشی مادر یگانه عنصر فداکاری هرچه دارم از زندگی هستی حیات سعادت تربیت و اخلاق از تو دارم از تو مادر

حامد

مادر تو آن گوهر یکدانه ای که هیچ چیز به عزیزی تو نمی رسد به پاکی و صفای مهر تو نمی رسد حتی جان هم مانند تو محبوب نیست دلم می لرزد می لرزد از آنکه همه رنجها و زحماتت را نتوانم جبران کنم مادر مادر گربگذاری تورا بعد از خداوند متعال پروردگار خویش بنامم و چنان در پیشگاهت افتم که چشمانم خاک پای تو گردد

حميد ( عشق در خانه )

سلام ( تينا و باران) عزيزان گاهی لای آرزوهایم گیر می کنم.. اتاقم کوچک است.. اگر به میهمانی ام می آیی تنها بیا ! اتاقم پر از آرزوست.. و اگر خوب نگاه کنی ، زیاد غصه نمی خوری .. بیشتر آرزوهایمان مشترک است ... مبارک وبلاگ قشنگتون . به اميد هميشه با هم بودن .....

مصطفی

سلام سالها دل طلب جام جم از ما مي کرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا می کرد وبلاگ قشنگی دارين من عاشق شعر هستم از اينکه از وبلاگ تازه افتتاح من بازديد کردی متشکرم موفق باشيد

تينا

تينايی من نمی دونم چی بگم ميل اولو تو بده .....باشه؟....مرسی.....آدرس ميلم توی وبلاگم هست.......

افليج

سانی جان اون دوستت دو روز پياپی زنگ زد و فقط عذرخواهی کرد که ..... چيزی نبود که بخوام بگم. در حد يک دقيقه . همين. در مورد تينا هم مشکلی که هست اينه که من خيلی نميفهمم کدوم پست واسه تو هست و کدوم واسه تينا. حتی من فکر ميکردم اينجا اسم تو تينا است و دوستت باران. روی همين حساب و اينکه وقتی تو بمن ميگی نامرد منهم حق دارم شوخی در همين حد بکنم. واست نوشتم به شوخی عوضی که متاسفانه دوستت بهش برخورد و حرفايی زد که خيلی هم مهم نيست. چون بچه است می بخشمش

هستا

مرسی که سر زده بودی آپ کردی خبرم کن

سانتياگو

تينا خيلی نامردی قرار بود که من اپ کنم امروز من فکر نميکردم تا اين حد ضريب هوشيتون پايين باشه بابا ما اول که آستينامونو بالا زديو باهم عهد بستيم که از شاديامون بگيم ۵.۶ نفر بوديم ولی حالا اونا جا زدن و هر از گاهی میان تو بلاگ ولی نظر نمیزارن (اخه نامردی تا چه حد) حالا فقط منو تينا باهم اين بلاگو مينويسيم و اسم اون تينا و منم سانتیاگو يا باران يا هر چيزه ديگه ای که فکرشو بکنيد هستم درباره ی اينکه چه طوری بفهميد کدوم پست منم و کدوم پست تينی بايد بگم که من هميشه اول پستام يه جمله ايکه عاشقشمو ميزارم ولی تينی بی سليقه همين طوری راشو ميکشه و عين چی فقط مينويسه تازه امروز قرار بود که من اپ کنم ديدم خانوم اپ کرده حالا فردا تو مدرسه حالشو ميگيرم راستی يه فرقه ديگه پستای منو تينا اينه که من عنوان ميزارم ولی تينی نميزاره منم حالا از لجه اون اپ ميکنم

ياسمن

بابا متن عاشقانه هم بلدين هم کلاسی های عزيز